خنده هاي تلخ روزگار

نمي خوام گريه كنم براي تو اين از من بر نمياد كه آب بشم به پاي تو،تو كتم نميره كه دوباره خام تو بشم واسه ي من طومه نذار ميخوام برم بارو بنديلو ببند اينجا ديگه جاي تو نيست تو ترانه هاي من جايي واسه حرف هاي تو نيست نه واسه من گريه نكن بدرد من نمي خوره تو گوشم غصه نگو گوشم از اين حرف ها پره

(سال نو پیشاپیش مبارک)
ساعت ٢:٥٦ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/٢۸  

سلام سلام

 دوستایی که نتونستم بهشون سر بزنم باید منو ببخشن

مخصوصآ بی تا جون

bitbihamta.blogfa.com

آخه وبلاگشو پیدا نمیکنه

راستی تبریز بودم جای شما خالی

حالا چند تا جک دارم...........

سایه حق /سلام عشق/سعادت روح/سلامت تن/ سرمستی بهار/سکوت دعا/ سرور جاودانه این است هفت سین آریایی

(سال نو پیشاپیش مبارک)

چهارشنبه سوری نزدیکه.یه وقت نری از رو آتیش بپری. . .

آخه تجربه

ثابت کرده اگه جیگر بره رو آتیش کباب میشه

 

 

در پی اختلاف نظر در مورد اینکه شب چهارشنبه سوری 22 است یا 29.

روز 22 اسفند یوم الشک و از 22 تا 29 اسفند هفته ی وحشت اعلام شد

 

 

در پی سهمِیه بندی شدن بنزیِن

قیمت الاغ به شدت افزایش یافت...

برو خوشحال باش قیمتت رفته بالا

پیرزنه میره تموم دندوناشو میکشه به جز یکیشو میگن :

چرا این یه دونه رو نکشیدی ؟

میگه : میخوام با اون چادرمو بگیرم
 

 

 

دختره به یه پسره میگه اگه منو بوس کنی واسه همیشه برای تو میمونم پسره میگه: ممنونم از هشداری که بهم دادی


 
بعضی وقتها بدجوری دلم میگیره...
ساعت ٥:۳۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱٢/۱٦  

 

با سلام به همه دوستای گلم بعضی وقتها بدجوری دلم میگیره
باز یه بغض تلخ و غمگین توی هق هقم میمیره
ته ترانه مهربونه
نه کسی دلنگرونه
حال این من خراب و
هیچکی جز من نمی دونه

پس میخوام از این به بعد وبلاگم رو مثل اولش بکنم راستش باخودم فکر کردم غم و غصه های من به کسی ربط نداره پس از این به بعد هم مثل قدیما چند تا جمله کوتاه ودیگر هیچ...  

دوست دخترآدم مثل آدامسه

1:داشتن یه بسته آدامس بهتر از یه دونه آدامسه

2:فراموش نکن پایان هر آدامسی سطل زباله است پس برای هیچ آدامسی قیمت زیادی نده 

3: آدامسه نیمه خورده کسی رو نخور 

4: جویدن طولانی مدت آدامس جز بی مزه شدنش حاصلی نداره 

5: حسرت آدامسی که دور انداختی نخور 

6: ازدواج مثل قورت دادن آدامس میمونه هیچ آدم عاقلی آدامسشو قورت نمیده  

تو مثل خورشید می مونی

چون با همون نگاه اولت

فهمیدم که  از پشت کوه اومدی


 
یه دنبا دلم گرفته.....
ساعت ٢:٤٤ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٩  

دوباره نمی خوام چشم های خیس منو کسی ببینه

یک عمره حال و روزه من همینه

کسی به پای گریه های من نمی شینه 

باز هم دلم گرفت و گریه کردم

باز هم به گریه های من می خندن

باز هم صدای گریه ی من و شنیدن

همه به گریه های من می خندن

دوباره یک گوشه میشینم و واسه دلم می خونم

هنوز تو حسرت یک هم زبونم

ولی نمیشه و اینو میدونم

 

 

دوباره نمی خوام

چشم های خیس منو کسی ببینه

یک عمره حال و روزه من همینه

کسی به پای گریه های من نمیشینه

بازم دوباره دلم گرفته

دوباره شعرهام بوی غم گرفته

کسی نفهمید غم من چی بوده

دلیل یک عمر ماتمم چی بوده


 
آهاي خدا دلگيرم ازت....
ساعت ٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٢٢  

آهاي خدا دلگيرم ازت

آي زندگي سيرم ازت

آي زندگي ميميرم و

عمرمو ميگيرم ازت

اين غصه هاي لعنتي

از خنده دورم مي كنن

اين نفس هاي بي هدف

زنده به گورم مي كنن

چه لحظه هاي خوبييه

ثانيه هاي آخره

فرشته ي مردن من

منو از اين جا ميبره

آهاي خدا دلگيرم ازت

آي زندگي سيرم ازت

آي زندگي ميميرم و

عمرمو ميگيرم ازت

چه اعتراف تلخييه

انگار رسيدم ته خط

وقت خلاصي از هوس

آي دنيا بيزارم ازت


 
عشق.........
ساعت ۱٢:۱٢ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/۱٤  

عشق

با غرور زيباست

ولي اگر عشق را به قيمت

فرو ريختن ديوارغرور گدايي كني

آن وقت است

كه ديگر

عشق نيست صدقه است.

*****************************

بهترين بخشش آن است که ،

منتظر تشکر نباشي .

بهترين عادت آن است که ،

هميشه در سلام پيش دستي کني.

بهترين خصلت آن است که ،

هيچ کس را نرنجاني .

بهترين خداحافظي آن است که ،

حتما سلامي در پي داشته باشد.

*********************************

شايد....

هر گز جدايي را باور نکنيد

و در اعماق بي وفايي ها

در اوج بي کسي ها

به اميد باز شدن پنجره اي تازه

زندگي کنيد...

*********************************

بهترين دوست

اون دوستيه که بتوني باهاش روي يک سکو بشيني

وچيزي نگي

و وقتي ازش دور ميشي

حس کني

بهترين گفتگوي عمرت رو داشتي...

***********************************

خدايا

من اگر بد کنم تو را بنده هاي خوب فراوان است...

اما

اگر تو مدارا نکني مرا خداي ديگر کجاست؟

************************************

ﻭﻗﺘﻲ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢﺯﻧﺪﮔﻲ ﻛﻨﻢ ﺭﺍﻫﻢ ﺭﺍ ﺑﺴﺘﻨﺪ.

ﻭﻗﺘﻲ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢﺳﺘﺎﻳﺶ ﻛﻨﻢ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺧﺮﺍﻓﺎﺕ ﺍﺳﺖ.

ﻭﻗﺘﻲ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢﻋﺎﺷﻖ ﺷﻮﻡ ﮔﻔﺘﻨﺪ ﺩﺭﻭﻍ ﺍﺳﺖ.

ﻭﻗﺘﻲ ﮔﺮﻳﺴﺘﻢﮔﻔﺘﻨﺪ ﺑﻬﺎﻧﻪ ﺍﺳﺖ.

ﻭﻗﺘﻲ ﺧﻨﺪﻳﺪﻡﮔﻔﺘﻨﺪ ﺩﻳﻮﺍﻧﻪ ﺍﺳﺖ.

ﺩﻧﻴﺎ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭﻳﺪ ﻣﻲ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﭘﻴﺎﺩﻩ ﺷﻮﻡ.      

(ﺩﻛﺘﺮ ﺷﺮﻳﻌﺘﻲ)

************************************


 
ميميرم بي تو
ساعت ۱٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱۱/٤  

سر دي نگاهو  بشكن

فاصله سزاي ما نيست

تو بمون واسه هميشه

اين جدايي حق ما نيست

بودن تو آرزومه

حتي واسه ي يك لحظه

ميميرم بي تو

خوندن من يك بهونه است

يك سروده عاشقان است

من برات ترانه ميگم

تا بدوني كه باهاتم

تو خوده دليل بودنم

بي تو شب سحر نميشه

ميميرم بي تو

من عشق تو رو به همه دنيا نميدم

حتي يادت تو رو به كوه و دريا نميدم

با تو ميمونم واسه هميشه

اگه دنيا بخواد من و تو تنها بمونيم

واسه تو ميميرم جوابه دنيا رو ميدم

با تو ميمونم واسه هميشه

من عشق تو رو به همه دنيا نميدم

حتي يادت تو رو به كوه و دريا نميدم

با تو ميمونم واسه هميشه

 

خاطرات تو رو چه خوب چه بد هك ميكنم

توي تنهاييام فقط به تو فكر ميكنم

با تو ميمونم واسه هميشه

اگه دنيا بخواد من و تو تنها بمونيم

واسه تو ميميرم جوابه دنيا رو ميدم

با تو ميمونم واسه هميشه

 


 
يا حسين
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/٢٢  

فصل مصاف کربلا :

 

بشنو از ني ، در مصاف دشمنان

 

فائق آيد جمع خوبان بر بدان

 

بشنو از ني ، سمبل خوش قامتي

 

حامل راس حسين ، اي سرو بي تن قامتي

 

يا حسين اي صاحب ابواب دين

 

يا حسين اي وارث احوال دين

 

يا حسين سر منزل مردانگي

 

يا حسين اي باطن فرزانگي

 

يا حسين اي در مصاف کربلا

 

يا حسين اي در موات نينوا

 

يا حسين اي در مقابل اشقياء

يا حسين اي در مقاتل اغنياء

زبان حال ني :

 

بشنو از ني چون حکايت ها کند

 

از سر ببريده اي هر دم حکايت ها مي کند

 

بشنو از ني چون شکايت ها کند

 

وز لب خشکيده اي هر دم حکايت ها کند

 

بشنو از ني در ره دلدادگي

 

در زه دلدادگي فرزانگي

 

بشنو از ني آن به غايت راستين

 

حامل راس حسين اندر زمين

 

بشنو از ني از زمين کربلا

 

ناله و نفرين و آه و نينوا

 

بشنو از ني چون حکايت ها کند

 

از بدي هاي زمين هر دم شکايت ها کند

 

بشنو از ني از زبان اهل دل

 

راستگويان در سراي اهل دل

 

بشنو از ني واقعه از کربلا

 

کاروان کي ميرسد در نينوا ؟

 

بشنو از ني ، آن زمان سلطان حسين

 

بي بدن قرآن قرائت مي کند راس الحسين


 
يك عالمه غصه تو سينه دارم
ساعت ۱:٢٠ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٩  

يك عالمه غصه تو سينه دارم

بكي بگم كه هم زبون ندارم

كار من شده غم روي غم گذاشتن

توي باغ دل غنچه ي غصه كاشتن

عمريه غم هم آشيونم شده

عاشق من تشنه به خونم شده

عشق زندگي در من خيلي وقت مرده

غم خود شو دست دل من سپرده

راستي كه اين دنيا بي اعتباره

براي هيچ دردي دوا نداره

عشق و عاشقي براي من يك روياست

من چه ساده ام كه دل خوشيم به دنياست

گريه  ديگه دواي درد من نيست

اميد قلب من نمي دونم كيست

عشق زندگي در من خيلي وقت مرده

غم خود شو دست دل من سپرده

كاش يكي بود تو دنيا هم زبونم

ياري ميكرد غم رو ،زخود  برونم

در سراب غم يك عمره كه اسيرم

اما نمي خوام  به دست غم بميرم

شاهد مرگ دل من كسي نيست

هيچ كس دلش با دل من يكي نيست

عشق زندگي در من خيلي وقت مرده

غم خود شو دست دل من سپرده


 
غم دارم غم آوارگی و دربدری..
ساعت ۱٢:۱٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٦  

قاصدک...
قاصدک غم دارم غم آوارگی و دربدری..
غم تنهایی و خونین جگری
قاصدک وای به من همه از خویش مرا میرانند..
همه دیوانه و دیوانه ترم میخوانند

مادر من غمهاست

قاصدک!

دریابم روح من عصیان زده و طوفانیست
آسمان نگهم بارانیست
قاصدک غم دارم غم به اندازه ی سنگینی عالم دارم
قاصدک غم دارم غم من صحراهاست افق تیره ی او ناپیداست
قاصدک دیگر از این پس منم و تنهایی
و به تنهایی خود در هوس عیسایی
و به عیسایی خود منتظر معجزه ای غوغایی


قاصدک

زشتم من

زشت چون سنگ خارا

زشت مانند زال دنیا

قاصدک حال گریزش دارم

می گریزم به جهانی که در آن پستی نیست
پستی و مستی و بد مستی نیست
می گریزم به جهانی که مرا نا پیداست
شاید آن نیز فقط یک رویاست....


 
اشتباه اول من و تو
ساعت ٢:٥٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٦/۱٠/۱٠  

 

اشتباه اول من و تو یک نگاه بود

عشق ما از اولین نگاه اشتباه بود

 

گر چه باورت نمی شود ولی حقیقتی است

اینکه کلبه ی من از غم تو روبراه بود

 

می دویدم و میان کوچه جار می زدم

های های گریه بود و اشک و درد و آه بود

 

گاه گریه می شدیم  گاه خنده مثل شوق

این هم از تب همان نگاه گاه گاه بود

 

جنگ بر سر من و خدا و عشق بود سیب

سیب بی گمان در آن میانه بی گناه بود

 

هر کجای شب که مثل سایه پرسه می زدیم

ردی از عبورسرد آفتاب و ماه بود

 

آفتاب من تویی و ماه من بگو چرا

با حضور آفتاب روز من سیاه بود

 

اهل شکوه نیستم وگرنه آنهمه غروب

بر غریبی من و تو بهترین گواه بود

 

زیر چتر سایه ی تو خیس گریه می شوم

مثل آن زمان که دل هنوز سربراه بود

 

هرچه می دوم به انتهای خود نمی رسم

مانده ام کجا ، کجای کار اشتباه بود

ديگه از ت بدم مي ياد